مرتضى مطهرى

126

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و با مفهوم راهِ امروز خيلى فرق مىكرد . مفهوم راه امروز يعنى آن كه اول بشر آن را مىسازد بعد در آن راه مىرود ، ولى راه در قديم يعنى آن كه انسان مىرفت و با رفتن درست مىشد . اين است كه اينجا تعبير « عَلى اثارِهِم » [ آمده است : ] پيغمبران هر كدام آمدند پا جاى پاى ديگران گذاشتند . وقتى مىخواهد بگويد از راه آنها رفتند ، چون راه همان بوده كه جاى پاها درست مىكرده ، مىگويد پا جاى پاى ديگران گذاشتند ، بر آثار آنها [ قدم نهادند ، ] يعنى از همان راهى كه آنها رفته بودند رفتند كه اين هم اشاره به اين است كه راه انبياء يك راه بيشتر نيست ، تفاوتى كه در اين راهها هست از نظر اصل راه نيست ، از نظر خصوصيات ديگر است ، كه آن را بايد در فرصت ديگرى عرض كنيم و گاهى هم به اين مطلب اشاره كرده‌ايم . اين مطلب البته در آيات زيادى از قرآن آمده است و قرآن همهء اينها را هم « اسلام » مىنامد . در تعبير قرآن اسلام منحصر [ به دين اسلام ] نيست آن‌طور كه در اصطلاح ماست . ما مىگوييم « اديان » داريم ؛ يك دينْ مثلًا نوح از جانب خدا آورده بود ، دين ديگرى ابراهيم آورده بود ، دين ديگرى موسى آورده بود ، دين ديگرى عيسى آورده بود و دين ديگرى حضرت رسول آورده است . هرگز در قرآن « دين » جمع بسته نشده است . دين يكى بيشتر نيست و آن همان اسلام است ( انَّ الدّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْاسْلامُ ) « 1 » . دينى كه نوح آورد غير از همان يك چيز نبود ، همان است كه « اسلام » ناميده مىشود . بعد مردم منحرف مىشوند ، چيزهايى مىسازند كه آنها دين خدا و اسلام نيست . ابراهيم مىآيد ، ابراهيم همان راهى را مىرود كه نوح رفته . باز آنچه كه ابراهيم آورده - كه حقيقت است - نامش « دين » و « اسلام » است . موسى مىآيد ، عيسى مىآيد ، خاتم‌الانبياء مىآيد و هر پيغمبرى مىآيد ، اينها همان دين خدا را كه يك چيز بيشتر نيست و نامش « اسلام » است مىآورند . ما به اين جهت دين خاتم را « اسلام » مىگوييم كه مىخواهيم بگوييم دين حقيقى و آن دينى كه همان حقيقت دين است و تكامل يافتهء همان حقيقت است و بقيه همه انحرافات است اين دين است . ما دين خودمان را از اين جهت « اسلام » مىگوييم كه مىخواهيم بگوييم ادامهء حقيقى همان دين حقيقىاى است كه از اول تا آخر عالم بوده است ( ما كانَ ابْراهيمُ

--> ( 1 ) . آل عمران / 19 .